عبد الحسين نوايى

291

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )

برادر اعيانى حضرت نقابت پناه هدايت دستگاه امير جمال الحق و الحقيقة و الدين عطاء اللّه - سلمه اللّه و ابقاه - و امير خصال الدين در زمان فرخنده نشان خاقان منصور ، سلطان حسين ميرزا به امر درس و افاده مىپرداخت و گاهى به موعظه نيز اشتغال نموده فرق انام را به نصايح سودمند مستفيد و بهره‌ور مىساخت ، اما حالا بنابر كبر سن و ضعف مزاج در زاويهء عزلت منزل گزيده و همگى اوقات شريف را به اداى وظايف طاعات و عبادات مصروف گردانيده و از اين دو پسر فضيلت اثرش امير نظام الدين سيدى احمد در يكى از صفه‌هاى مدارس سلطانى به درس و افاده مشغولى مىنمايد و سيد ميرك بر سر مزار مقرب حضرت بارى ، خواجه عبد اللّه انصارى در ايام پنجشنبه به نصيحت فرق انام پرداخته ابواب تقرير معانى حديث و تفسير مىگشايد . از افادهء طبع درّاك آن يك طلبه علوم محسوس و مفهوم مستفيد و كامياب و از افاضهء ضمير فيض‌پذير اين يك روضهء هدايت و ارشاد ناضر و سيراب . هميشه ظل ايشان باد ممدود . ( جزو 4 ، ج 3 ، ص 117 ) خواجه عبد المؤمن و خواجه محمد مؤمن جوانان حميده اخلاق خجسته اطوارند به سلامت نفس موصوف و به استقامت طبع معروف و پدر بزرگوار ايشان خواجه شهاب الدين عبد اللّه مرواريد است كه شمه‌اى از فضايل و كمالات او در اثناى ذكر صدور خاقان منصور سبق ذكر يافت و جدّ مادرى ايشان خواجه سيف الدين مظفر شبانكاره است كه مدتى مديد پرتو اهتمامش بر سرانجام امور وزارت پادشاه مرحوم مشاراليه مىتافت و مهارت خواجه مؤمن در تحرير خطوط اصول به درجه‌اى رسيده كه حالا در عراق و خراسان تمامى خوشنويسان آن جناب را مسلم مىدارند و رشحات خامهء مشكين عمامه‌اش را سرمشق خويش مىشمارند و خواجه محمد مؤمن در اين زمان خجسته نشان مشمول عنايت و التفات حضرت ممالك پناهى حبيب اللهى گشته به منصب جليلة المراتب معلمى شاهزادهء وافر مناقب ، ابو النصر سام ميرزا سرافراز شد و اكنون به لوازم آن امر اشتغال دارد و گاهى خاطر بر كتابت كلام مجيد سبحانى مىگمارد . ( جزو 4 ، ج 3 ، ص 118 - 117 )